|
در فیلم "هتل رواندا" قهرمان فیلم –رئیس رواندایی هتل- با حالت استیصال از تنها خبرنگار خارجی باقی مانده در کشور آشوب زده اش می خواهد که خبر نسل کشی گسترده در رواندا را به گوش جهانیان برساند تا توجه تمام مردم جهان به فاجعه در حال وقوع جلب شود، خبرنگار خارجی که از ارسال خبر عاجز است پاسخ می دهد: فرض کن که همه خبر نسل کشی را بفهمند فکر می کنی چه می شود؟ هیچی! مردم تصاویر را می بینند و می گویند: اوه ...چه وحشتناک! آنگاه شام شان را می خورند...
اتفاقی رخ نخواهد داد، در میان میلیون ها خبر به در نخور که هر روز مخابره می شود خبر دستگیری 40 نفر از یارانمان به گوش کسی نخواهد رسید...حداکثر عکس العمل مردم این است : وای چه وحشتناک... سپس به طرف میز شام می روند.
امروز همه به دنبال جمع آوری امضا و صدور بیانیه برای آزادی دانشجویان هستند,شاید این تنها کاری است که از دستمان بر می آید،چقدر از کارهای نمادین بی فایده خسته ام، ای کاش می توانستیم یک کار واقعی بکنیم...ای کاش می توانستیم یک کار واقعی بکنیم....
باور کنیم
حرف آراممان نمی کند
وقتی در به در پی کسی می گردیم
یا گوشی تلفن را بر می داریم
و حرکات دست هامان تند تر می شود
حرف آراممان نمی کند
مگر پیش از خواب
وقتی سخت بخندیم
و روز را فراموش کنیم
یا گریه کنیم
تا به خواب رویم.
پ.ن: بنا به دلايلي اين وبلاگ تا مدتي به روز نخواهد شد.


