تبليغاتX
منطقه مرده

منطقه مرده

این زندگی ماست که آگاهی مان را تعیین می کند...

نخستین واکنش اطرافیان آن هنگام که آنان را به فعالیت اجتماعی در قالب تشکل های غیر دولتی(ngo)  و یا هر شکل دیگری دعوت می نمایی و یا فعالیت خویش را برایشان بازگو می کنی، پرسیدن این سوال است که آیا پولی هم از این کار به دست می آید و یا اینکه خب چه بشود؟ نگاه گیج و گنگ و گاه سرزنش آمیز جماعت را باید تحمل کنی وقتی برایشان توضیح می دهی که کنش اجتماعی فعالیتی غیر انتفاعی وگاه در سرزمین بلاخیز ایران هزینه بر است؛ اینجاست که باید ضرورت اجتناب ناپذیر فعالیت اجتماعی را برای آن ها ثابت کنی....کار دشواری است!

لابد حکایت آن استاد شرقی را  شنیده اید که جهان سوم را برای دانشجویان خارجی این گونه توصیف کرد:

((جایی که اگر برای آبادی کشورت بکوشی خانه ات را ویران می کنند و اگر کشورت را ویران کنی خانه ات آباد می شود!)) سخن قابل تاملی است  که به نوعی اشاره به سنگ اندازی های دولت های جهان سومی در برابر هر حرکت مستقل اجتماعی دارد که برای مثال نمونه آن را در کمپین یک میلیون امضا می بینیم،فعالیت اجتماعی در شرایط کنونی حتا گاه حکم بند بازی دارد چون علاوه بر خطوط قرمزی که در حوزه هایی مثل زنان و کارگران تعریف شده فعالیت در زمینه های کم حاشیه تری مثل کودکان،آموزش ،مبارزه با اعتیاد،بهداشت و کمک به پناهندگان افغان و حاشیه نشین ها و غیره نیز خالی از دردسر نیست زیرا باید از موانع بی شماری که نظام بوروکراتیک پیش پای شما می گذارد عبور کنید.

با این حال خصم مشترک و بزرگترین مشکل فعالین اجتماعی ایران "بی تفاوتی توده ها"  نسبت به وضعیت پیرامون خود است، ایدئولوژی مسلط  که توسط رسانه های جمعی مثل رادیو تلویزیون مطبوعات و غیره  باز تولید می شود وظیفه کنترل افکار را به نحو احسن انجام می دهد."ناآگاهی" "دور کردن مردم از واقعیات اجتماعی وسیاسی" سرگرم ساختن به امور مبتذل همه و همه مخدری هستند که توسط گفتار حاکم به پیکر جامعه تزریق می شود.

 همچنین در حضور لشکر بیکاران که روز به روز بر تعداد آن افزوده می شود و چشم انداز نه چندان روشن اقتصادی وسیاسی طبیعی است که قشر مولد و فعال جامعه اعم از کارگران معلمان دانشجویان و غیره روز به روز محافظه کار تر گردند،تلاش برای بهبود معیشت مسلمآ تلاش مقدسی است با این حال وظیفه فرد آگاه و شرافتمند دعوت توده ها به حداکثر مشارکت اجتماعی است،بیش از هر چیز به آگاهی و مبارزه با بی تفاوتی نیاز داریم جوان متوسط الحال ایرانی اگر خواهان آینده ای روشن است دو راه بیشتر پیش رو ندارد یا در کنار درس و کار به فعالیت اجتماعی و سیاسی دست بزند و یا اینکه از همین الان برای گرفتن ویزای کانادا اقدام کند!

اجازه دهید این نوشتار را با سخنی از ارسطو به پایان برم: ((انسان حیوان سیاسی است)) 

بعد از تحریر:

چندی پیش در سایت  خبرگزاری ایلنا خواندم که از طرف کارگران پوشینه باف(که دو سال است بلاتکلیف هستند) نقل قول میکرد که آنان مدعی هستند در درگیری ای که با پلیس داشته اند یکی از کارگران بر اثر ضربه باتوم جان خود را از دست داده است به هر حال این شیوه اطلاع رسانی ایلنا هم در نوع خود جالب است، با کمی پیگیری متوجه شدم که این موضوع حقیقت دارد...چه شرم آور و ناامید کننده ...اگر این اتفاق در کشوری مثل فرانسه افتاده بود در اثر اعتراض وآشوب مردم، دولت رسوا شده بود! زندگی در جامعه ای که  در آن آگاهی و وجدان عمومی وجود ندارد ترسناک است....         

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 28 بهمن1385ساعت   توسط حسام  | 

ترانه ای از APC 

متن اصلی ترانه

 

نگران نباش عزیزم من اینجام....

از کنار پنجره دور شو

برگرد به رختخواب

ایمن از درد و حقیقت

و اختیار ودیگر شیاطین زهر آگین

نگاه کن،اونا هیچ اهمیتی بهت نمی دن،مثل من

 

شمردن توده ها مثل گوسفند

شمردن توده ها مثل گوسفند

 

شمردن توده ها مثل گوسفند تا ضرب آهنگ طبل های جنگ

شمردن توده ها مثل گوسفند

 

برگرد به رختخواب

برکرد به رختخواب

برگرد به رختخواب

 

بروبخواب(*15)

 

برگرد به رختخواب

برکرد به رختخواب

برگرد به رختخواب

 

من کسی خواهم بود که از تو در برابر دشمنانت و دیو ها محافظت می کند

من کسی خواهم بود که تو را از زنده ماندن و صدای منطق محافظت می کند

من کسی خواهم بود که از تو در برابر دشمنانت و پسر برگزیده ات محافظت می کند

آن ها همگی یک جور و یکسان اند،من باید تو را ایزوله کنم؛

تو را از خودت ایزوله و ایمن کنم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 بهمن1385ساعت   توسط حسام  | 

علی الحساب این دو عکس مضحک که با 3220 گرفتم را ببینید تابعد:

پرفسور جاسبی..!!!

مسجده یا سینما؟!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 بهمن1385ساعت   توسط حسام  |